عنوان   معجزه اي از معجزات خدا ...
   تاریخ   06 / 11 / 1390

از دید خدا به زمین و خورشید نگاه می کنیم... یک معجزه ی بزرگ خلقت ...

زمین دو نوع چرخش دارد، هم به دور خودش می گردد، هم خورشید.

به دلیل چرخش زمین به دور خودش یک نمیکره در روز و یک نیمکره در شب به سر می برد.

 

 

         

 

ساکنین قسمت شب، در حرکت وضعی وارد طلوع و ساکنین قسمت روز وارد شب می شوند.

دقیقا شبیه ایستگاه اتوبوس.

در هر لحظه عده ای در ایستگاه ها هستند و و این ایستگاه ها هیچوقت خالی نمی شوند. هر ایستگاه در هر لحظه خالی و پر می شود.

خداوند 5 ایستگاه قرار داده ... این معجزه ی بزرگ را تنها برای مسلمانها ایجاد کرده و هیچکدام از ادیان آسمانی شامل این لطف نشده اند.

اگر همه اهل نماز خواندن باشند، همیشه ایستگاهی است که باید در آن نماز خواند.

چون در این ایستگاه ها دائما کسی هست، پس از دید خدا همیشه عده ای در حال الله اکبر هستند، به اندازه ی یک اپسیلون که جلو برویم، نفر اول به بسم الله می رسد ... نفر بعدی در ایستگاه بعدی به الحمدلله ... نفر بعدی به رب العالمین ... نفر بعدی به الرحمن الرحیم ...

و چون ایستگاه ها همیشه پر هستند، عده ای 24 ساعته الله اکبر ، عده ای 24 ساعته ایاک نعبد و ایاک نستعین ، عده ای 24 ساعته سبحان الله ، عده ای 24 ساعته الحمدلله و ...می گویند ... عده ای در سجده، عده ای در رکوع ، عده ای در حال تکبیر و  ... هستند

و اگر کسی اهل نماز نباشد و به موقع در ایستگاه حاضر نشود ...

خداوند با گردش زمین به دور خورشید طرحی ریخته که همیشه از کره ی زمین صدای عبادت بندگان به آسمان برسد .

حضور در این 5 ایستگاه اجباری است که اگر در آن حاضر نشویم ...

خدا در قرآن چندین بار تکرار کرده ... یقیمون الصلوه ...

خداوند و ملائکه باید به طور همیشگی صدای عبادت و ذکر بندگان خدا را بشنوند.

و این است دلیل فخر خداوند به ملائکه ...

خداوند انسان را آفرید و او را برتر از فرشتگان قرار داد و با این معجزه ی بزرگ، ایستگاه هایی را برای عبادت بندگانش قرار داده و با این عبادت انسان را برتر از ملائکه می شمارد.

شبیه یک پادگان نظامی ...

در پستهای دیدبانی، باید همیشه یک نفر در حال نگهبانی باشد، ما انسانها هم اینگونه هستیم

و کسی که نماز نمی خواند انگار سر پستش جا خالی می کند .

نفر قبلی نماز خوانده و نوبت توست که نماز بخوانی ... ولی نوبت تو که رسیده ایستگاه خالی مانده ...

خداوند حکیمی که انسان را آفریده با این معجزه ی آسمانی لطفش را شامل حال بندگان خود کرده که بتوانند عبادتش کنند ... ذکرش را بگویند ... و اگر بخواهیم آسمانی نگاه کنیم ... خدا می خواهد صدای عبادت ما را بشنود ...

 

خدای بزرگ آسمانها در روز حسابرسی هیچ دلیلی را برای حاضر نشدن در 5 ایستگاه اصلی موجه نمی داند ...

جلسه ... کلاس ... دانشگاه ... مسئولیت اداری ...

حسابرسی در روز حساب تک به تک است ...

نفر به نفر باید پاسخگو باشیم ...

اگر بخواهیم سر پستمان حاضر شویم ... می توانیم ...

فقط کافی است که بخواهیم عبادت خالصانه ی خود را تقدیم خدا کنیم ...

 

پ.ن – 1:

- چرا نماز نمی خونی ؟

- احساس می کنم نمازم خالص نیست ... انگار دارم به خدا دروغ میگم ... اینطور نماز خوندن بهم نمی چسبه ...

- هیچوقت نمازت رو ترک نکن ... حتی برای چند روز ... اینطوری چند تا پله عقب میری ...

 

پ.ن – 2 :

اين پست رو اول براي خودم و يادآوري خودم نوشتم ..

   نویسنده:  رعنا فرزانه    ( 4 ) نظر    
   عنوان   عاشق گمشده
   تاریخ   03 / 11 / 1390

بارالها ! چگونه تحمل کنم فراقش را وقتی که محبت دستی نوازشگر در تار و پود وجودم ریشه می دواند . چگونه باور کنیم سکوت دریای چشمهایم را وقتی که قایق مهربانیش بی ناخدا در اوج آسمانها به پیش می رود .

آدینه که می شود قاصدکهای دلم را روانه آستان دوست می کنم تا پیام آور حضور صدفی باشد که یازده مروارید سبز را با خود به همراه دارد . وقتی کسی نیست که درد آشنایم باشد ، فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت شبهای تار تسلی بخش خاطرم باشد .

هنوز ستاره ای بی نورم که در انتظار شعاعی از خورشید لحظه شماری می کنم . کویری در انتظار آبم و حتی دریای اشکهایم کویر تفتیده وجودم را سیراب نمی کند . از ستارگان آسمان سراغ می گیرم و چون پرنده ای عاشق گمگشته ام را درمیان فرشتگان آسمان می جویم .

بامن بگو چگونه از رویش یاسها بگویم ، وقتی که نرگسیهای چشمم در انتظار آمدنت سوسومی زنند . هرشب بایاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ...

می دانم که می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهای خسته مان می زدایی و اشکهای زلالمان را از گونه هایمان برمی چینی .

می آیی و ضریح گمشده را نشانمان می دهی . می آیی و درکنار کعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی که آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود .

می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان ، قلبهای کوچک و امیدوارمان را بهم پیوند می دهی و آن روز ، روز شادی چشمهای منتظری است که عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند ...

" اللهم عجل لولیک الفرج "

   نویسنده:  حمید ملاامیری    ( 7 ) نظر    
   عنوان   خرافه های دیجیتالی
   تاریخ   30 / 10 / 1390

اگر این ذکر را بگویی تا آخر هفته خبر خوشی می شنوی. حتما برای چند نفر بفرست وگرنه گرفتاری بدی برایت پیش می‌آید.

اگر این دعا را نخوانی اتفاق بدی برایت می افتد و اگر برای 10 نفر نفرستی مصیبت بزرگی خواهی دید.
اگر این پیام را برای چند نفر بفرستی به آرزویت می رسی.

اگر پنج صلوات ختم کنی و این اس ام اس را برای پنج نفر بفرستی حضرت یونس را در خواب می بینی.
اگر امام زمان را دوست داری و می خواهی از دستت راضی باشد بگو یا مهدی و برای شش نفر بفرست
اگر این پیام را
send to all   نکنی عمرت کوتاه می شود.

این ها نمونه های پیامك‌هایی است که به تازگی بین گروهی از مردم به ویژه بعضی از جوانان رایج شده است و از آنجا که با احساسات، عواطف مذهبی و باورهای دینی مردم سر و کار دارد حالت قداست به خود می گیرد و رفته رفته باعث خرافه‌گرایی خواهد شد.

باید توجه داشت که این ها خرافاتی بیش نیستند و بر فرض محال اگر صحت هم داشته باشند، می توان گفت یک تجربه‌ی شخصی بوده و هیچ گونه مسئولیتی را برای دریافت کننده اس ام اس یا ایمیل و یا پیام‌های آفلاین و آنلاین ایجاد نمی کنند. این خرافه گرایی‌ها می‌تواند به سلامت دینی و روانی جامعه لطمه وارد کند.
هرچند خیلی از دریافت کنندگان از روی همان حس دینی و عاطفی و یا از ترس پیامدهای ناگوار و یا به امید نتیجه‌ی شیرین آن، اقدام به ارسال به دیگران می‌کنند، اما تردید نکنید که آغاز کننده‌ی این نوع توصیه‌ها تنها با همین هدف دست به این کار مي‌زند.

سال‌ها پیش و قبل از آمدن تلفن همراه، اینترنت و سایر امکانات دیجیتالی، در حرم امام رضا علیه السلام  و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام و ... شبیه همین خرافات را بر کتاب‌های قرآن و مفاتیح می نوشتند که امام رضا به خواب یکی آمده و گفته مثلاً به زنان بد حجاب بگویید وارد حرم من نشوند؛ زیرا روح من با دیدن آنان می لرزد. هر کس این را بخواند باید روی 5 کتاب قرآن یا مفاتیح الجنان بنویسید و اگر ننویسد دچار سکته‌ی مغزی یا سرطان می شود و یا اتفاق بدی برای اطرافیانش می افتد. یکی این را دید و مسخره کرد و روی کتاب‌های حرم ننوشت، هنوز آخر هفته نشده بود پدرش را از دست داد.

همان ایام در حرم رضوی علیه السلام و در حالی که یک کتاب دعا با همین نوشته‌های جاهلانه، آن هم با خطی عجیب و غریب، جلویم باز بود و از این همه حماقت و ساده اندیشی تأسف می‌خوردم، با دوستی در این باره سر صحبت باز شد. او گفت: حالا چه اشکال دارد که آدم بنویسد؟ خب اگر درست بود که آدم به وظیفه‌اش عمل کرده و اگر دروغ و خرافه بود که چیزی را از دست نداده است.

گفتم: آقای محترم ! می دانی که تصرف در وقف و اموال دیگران حرام است؟ شما وقتی روی قرآن‌هایی که برای استفاده‌ی عموم وقف شده است، چیزی بنویسید کار حرام کرده‌اید. آیا شما حاضرید که برای ترویج یک مشت خرافه مرتکب حرام بشوید؟

بعد ادامه دادم: حیف که کار حرامی است و گرنه من هر روز به حرم می‌آیم و روی صدتا از این قرآن‌ها و مفاتیح‌ها می‌نویسم: من خواندم باور نکرده و نمی‌کنم و اصلاً این خزعبلات را قبول ندارم و منتظر می‌مانم ببینم تا آخر هفته چه اتفاقی برایم خواهد افتاد..!؟

و بعد اگر می‌شد فریاد را در نوشته بیان کرد فریاد می زدم که شما را به همه‌ی مقدسات دست از این همه بی‌عقلی و خرافه‌پرستی بردارید.....

 

   نویسنده:  سیدمحمدرضا واحدی    ( 11 ) نظر    
12345678910...

گروه وب سایتهای موسسه فرهنگی هنری تارونه