************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
در ظهر عاشورا، وقتی تمام سپاهیان دلیرت یک به یک به میدان رفتند و بازنگشتند ... وقتی تنهای تنها بودی ندا در دادی: هل من ناصر ینصرنی ... کجاست یاری کننده ای که مرا یاری کند ... به راستی مولای من از چه کسی یاری می خواستی؟ مگر نه اینکه این ندای یاری، از پس قرنها گذشت و بر ما رسید ... که به یاد داشته باشیم هر روز عاشوراست .. که فراموش نکنیم: مثل تو، با مثل یزید بیعت نمی کند ... و امروز چه بسیارند یزدیان ... و چه اندکند مثل حسین ... یا صاحب الزمان ... یاریمان کن .. یاریمان کن با امثال یزید بیعت نکنیم ... یا اباصالح ... حق و باطل در هم آمیخته ... شجاعت بیعت با حق را در قلبهایمان قرار بده ... یا صاحب الزمان ... مباد بر من که روزی بیایی و عظمت ظهورت را درک نکنم ... یا صاحب الزمان ... نور حق را در دلمان روشن کن ... در قبائل عرب همواره جنگ بوده، اما مکه زمین حرام بود و رجب و ذی القعده و دی الحجه و محرم، زمان حرام. دو قبیله که با هم می جنگیدند تا وارد ماه حرام می شدند، جنگ را موقتا تعطیل می کردند اما برای اینکه اعلام کنند در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله پرچم سرخی برمی افراشتند تا دشمنان و همه مردم بدانند که جنگ پایان نیافته است. آنها که به کربلا می روند می بینند جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صفحه جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است. اما می بینند که بر قبه آرامگاه حسین(ع) پرچم سرخی در اهتزاز است ... بگذار این سالهای حرام نیز بگذرد !