************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
ایستاده بودپشت همین درتکیه داده به همین دیوار ودررا روی پیامبری بازکرده بود که هرصبح پیش ازمسجد می امدکه بگوید:(پدرت فدایت دخترم)ایستاده بودپشت همین درتکیه داده به همین دیوارودرراروی پیامبربازکرده بودکه هرغروب می امدکه بگوید:(شادی دلم پاره تنم)ایستاده بودپشت همین درتکیه داده به همین دیوارودرراروی علی(ع)بازکرده بود.روی علی که بی تاب میگفت:(بوی برادرم محمد(ص)می اید)ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بودبرهمین دیواریعنی آیادرراروی جبرئیل خودش بازکرده بود؟ایستاده بودپشت همین در تکیه داده بود برهمین دیواروتنها گلیم زیرپایش رابخشیده بود.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بود برهمین دیواروگردنبند یادگاری راکف دستهایش دراز کرده بودسمت فقیری که ازین همه سخاوت گریه کرده بود.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بودبرهمین دیواروقرص نان راگرفته بودبیرون تادستهای مسکینی آن رابقاپدبعدازگرسنگی روزه ی بی سحری چشم هایش سیاهی رفته بود.ایستاده پشت همین درتکیه داده بود به همین دیوار وقرص نان شب بعدرابه دستهای یتیمی سپرده بودوبازبه اسیری.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بود به همین دیوارودررابرای مردش بازکرده بودکه بازبادست خالی ازراه می رسیدونگفته بودکه چندروزیستغذایش رابه بچه ها داده وخودنخورده.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بودبه همین دیوارودرراروی چشم های خیس علی بازکرده بودروی مردی که جانش وبرادرش را ازدست داده بود.ایستاده بود پشت همین درتکیه داده برهمین دیواروشنیده بود همسایه ها بلند طوری که بشنود میگویند: علی! اوراببرجایی دورازشهرگریه هایش نمی گذارد شب بخوابیم.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بود بر همین دیواروبه بلال که ساکت ومحزون آن پشت اسیتاده بودگفت:(دوباره اذان بگومن دلتنگم)ایستاده بودپشت همین درتکیه داده برهمین دیوارودرراروی علی بازکرده بود که می امدتابرای سالهای طولانی خانه نشین باشد.ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بودبه همین دیواروگفته بود:(نمیگذارم ببریدش).ایستاده بودپشت همین درتکیه داده بوددرست برهمین دیوارکه...!
**این متن ازکتاب( خداخانه دارد) نوشته های خانم فاطمه شهیدی بود.