عنوان خبر: دو روی یک سکه...
(شاخه: فاطمه شکارچی)
ارسال شده توسط vesaal
جمعه 2 بهمن 1388 - 00:23:06

1)    نشسته ای...در مدینه ، در بین الحرمین ، رو به قبله ، آنجا که سمت راستت مسجد النبی است و سمت چپت نه فقط یک قبرستان که حرم 4 امام معصوم است.... نماز  مغرب و عشایت را امروز در بین الحرمین میخوانی....سجاده ات پهن است و ظاهرت ایرانی...با نمادی شیعی...دو خانوم عرب نزدیکت میشوند و کنارت مینشینند...پوشیه زده...صورتشان مخفی است...و بچه ای شیرین و با نمک همراهشان است....ما بین نماز به حرف هایشان که گوش میدهی می فهمی درباره تو میگویند...اینکه شیعه هستی.. ولی آهسته و آرام سخن میگویند...دوربین را بر میداری  عکس گرفتن از کودکشان را بهانه ای میکنی برای شروع گفتگو با آنها....خودتان را بهم معرفی میکنید...اینکه اهل ایرانی و آنها مدینه نشینند...شک و تردید و ترس از همنشین و همکلام شدن با تو را در چشمانشان و حرف هایشان حس میکنی....کمی اطراف را بر انداز میکنند و آرامتر از قبل  به تو میگویند...شما ایرانی ها همسایه امام رضا هستید....کمی که بیشتر احساس امنیت کرد میگوید که خواهرش زائر کربلا بوده و خودش هنوز طلبیده نشده....میگفت خواهرش میگوید کربلا قطعه ای از بهشت است...اما به هیچ وجه به زبان نمی اورند که شیعه هستند... وقتی  تو و دوستت کتاب های کوچک آداب الحرمین را به آنها میدهید می توانی شوق و خوشحالی را در چمشانشان به نظاره بنشینی... از اینکه بعد از مدت ها عرب زبانانی هم  آیین خود دیده ای خوشحال میشوی و از این همه خفقان و فرهنگ ضد شیعی  بسیار غمگشین...اگر روزی مشهد بروم حتما جواب سلامی را که به دستم امانت سپرده است به صاحبخانه خواهم رساند.

2)    نشسته ای...در مدینه ، در بین الحرمین ، رو به قبله ، آنجا که سمت راستت مسجد النبی است و سمت چپت نه فقط یک قبرستان که حرم 4 امام معصوم است....زیارتنامه میخوانی.... سجاده ات پهن است و ظاهرت ایرانی...با نمادی شیعی...دو خانوم عرب نزدیکت میشوند. بلند و بدون هیچ ترس و واهمه ای  میگوید " ساعدینی یا اخت....انا شیعه اثنی عشریة..عراقیة...طفلی جوعان..شیعة اثنی عشریة...ساعدینی یا بنت..." (به من کمک کن...من شیعه اثنی عشری هستم...عراقیم....شیعه آثنی عشریم...کمکم کن خانوم) و دست گداییش را به سوی تو دراز میکند...با لهجه سعودیش و نه با لهجه ی عراقی خودش را عراقی معرفی میکند....از شیعه اثنی عشری بودنش میگوید آنجا که حتی حق دسته جمعی زیارتنامه خواندن را هم نداری....

3)    همیشه یکی از فلسفه های حج نشان دادن وحدت مسلمین با هم بوده است...نمیدانم دم از وحدت با کدامین مسلمان باید زد؟ مسلمانی که هنوز بغض علی را در سینه دارد؟ مسلمانی که از هیچ راهی برای تخریب وجه مسلمانی دیگر کوتاهی نمیکند و هنوز نمیداند که شیعه دست گداییش جز مقابل خدا وپیامبر و ائمه اش دراز نیست؟  مسلمانی که هنوز اصول ابتدائی مسلمانی را بلد نیست...مسلمانی که  پا به پای اسراییل و آمریکا بمب بر سر کودکان غزه و شیعیان یمن میریزد؟  و فریاد یا للمسلمین آنها را نمیشنود...مگر نشنیده اند که پیامبر (ص) فرمود:من سمع مسلما ینادی یا للمسلمین و لم یجبه فلیس بمسلم؟

4)دلم برای مناجات های نیمه شب پشت بقیع تنگ شده....اینجا را میگویم...یادتان هست؟؟


این خبر از طرف حلقه
( http://www.halghehh.ir/news.php?extend.40 )


زمان بازسازي صفحه :0.0324 ثانيه, 0.0027 براي هر جستجو .