عنوان خبر: عمره ای که گذشت...
(شاخه: حسام الدین مقدس زاده)
ارسال شده توسط commence
پنجشنبه 17 تير 1389 - 13:41:39


قبل از هر چیز  سوره ی حمد را به نیت شفای ابوی بزرگوار سید عزیز می خوانیم...
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد  للله رب العالمین...
زودتر از اون چه که فکرشو بکنم گذشت...
چقدر زود این دو سال گذشت...
صبح 13هم رجب بود که با هیچ آمادگی  ای وسایلم رو جمع کردم و تازه ساکو بستم...
پر زالتهاب و نگرانی...اما گوشه ای از دلم از او می خواستم که اگه قرار به دعوتی بوده، دعوت از جانب تو بوده...
پس خوب پذیرایم باش و بی بضاعتی من رو هم به کریمی خودت ببخش...
عمره ای که گذشت...!
درست همین حوالی و همین روزها بود... آن هم 2 سال پیش! میلاد علی علیه السلام را میهمان مسجد النبی بودیم سر و از سفره کریمانه شان روزی می خوردیم و شام مبعث را در حراء
عمره ای که گذشت...! درست دو سال از آن ماجرا...!
حالا غمم شده...
قبلا هم گفته بودم...
بارها می گویم آخر این چه آتشی بود که بر دلم انداختی...
من که تا پیش از آن هیچ حسی نداشتم به خانه ات...
هیچ فکری نمی کردم برای دیدنت...
محبوب من...
مدت هاست که می خواهم برایت صدا کنم...
بخوانمت...
بگویمت...
دلم برایت تنگ شده است...
دلم سعی می خواهد میان صفا و مروه ات...
دلم حج می خواهد دور کعبه ات...
دلم احرام می خواهد و  تقصیر...
دلم برای شجره ات تنگ شده...
می خواهم در مشغر و منا و عرفات نعره زنم که ای تو را عبادت سزا... ای سراسر مهر...ای سراسر خوبی... ای سراسر لطف... ای سراسر امید... ای بی همتا...!
دوستت دارم...
تو خوبتر از آنی که به وصف آیی...
صدایت می کنم و دلتنگ حریمت شده ام...
روزیم کن و روزیمان فرما...
عطایم کن و عطایمان نما...
گوشه چشمی و نیم نگاهی...
یا ارحم الراحمین...
یا ذالجلال و الاکرام...
با اله العاصین...
حج خانه ات را با معرفت روزیمان نما...
خواهش می کنم...
استدعایت می کنم...
تمنایت می کنم ای مهربان...

دست از طلب ندارم تا کام دل برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید




این خبر از طرف حلقه
( http://www.halghehh.ir/news.php?extend.67 )


زمان بازسازي صفحه :0.1358 ثانيه, 0.0043 براي هر جستجو .